Menu
کلینیک آوای سلامتی
19

قدرت ذهن (3)



قدرت ذهن (3)


تا کنون با قوانین گریز ناپدیر این دنیا آشنا شدیم. البته در بازی زندگی قوانین دیگری نیز وجود دارد که در خلال بحث پیرامون آنها صحبت خواهم کرد. آموختیم که اندیشه های ما آینده ما را می سازد. پس می توان گفت که آینده ما در دست خودمان است و نه تنها آینده، بلکه امروزمان نیز نتیجه افکار دیروزمان است. بنابراین ما صد در صد مسئول همه زندگی خود هستیم.

اینکه در گذشته چه اتفاقاتی افتاده یا چه اندیشه هایی داشتیم هیچ گونه برتری نسبت به حال اکنون ما ندارد. تنها می توان از گذشته آموخت. نباید به خاطر گذشته خود، هر چه قدر هم تاریک بوده، حال و آینده خود را از دست دهیم.

اکنون که می دانیم اندیشه چطور بر زندگی ما تأثیر می گذارد باید از شر افکار و اعتقادات مسموم و قدیمی خود را رها کنیم تا اشتباهات گذشته تکرار نشوند.

من فکر نمی کنم کسی به اشتباهات بیشتر نیازی داشته باشد، پس افکار محدود کننده خود را کنار بگذارید. بی نهایت اندیشه در این دنیا وجود دارد که می توان آنها را برگزید. حال که می دانیم اندیشه چه قدرتی دارد چرا اندیشه های مثبت را برنگزینیم؟ بسیار شنیده ام که اگر آدمی همواره مثبت اندیش باشد زندگی بهتری خواهد داشت. خوب اگر این را می دانیم بسیار تأسف برانگیز است اگر این کار را نکنیم.

اگر باور کنیم که گذشته تمام شده و پی کار خود رفته است و کوچکترین اقتداری بر ما ندارد، می توانیم به راحتی و هر چه زودتر از شر افکار منفی خلاص شویم.

الک کردن افکار را به خانه تکانی شبیه می دانم. برای خانه تکانی از جایی شروع می کنید که از همه آسان تر است و می بینید بقیه کارها به سرعت پیش می رود. چون همواره سخت ترین قدم نخستین قدم است. برای خانه تکانی لزومی ندارد عصبانی شوید. ابتدا لوازم را پیش روی خود می گذارید و آنها را بررسی می کنید. برخی کهنه شده اند و غیر قابل استفاده. بنابراین آنها را به دور می اندازید و با انجام این کار احساس رها شدن به شما دست می دهد. چون هم جا برای چیزهای نو باز شده هم خود را از فکر کردن به اینکه از آنها مراقبت کنید رها ساختید. برخی از وسایل نیاز به تعمیر یا برق انداختن دارند و در نهایت برخی به همان شکل موجود ارزشمندند.

برای اینکه افکار خود را نیز تغییر دهید نیازی به عصبانیت نیست. افکار قدیمی را بازبینی کنید و ببینید کدام دور ریختنی هستند. کدام نیاز به نو سازی دارند و کدام به همین شکل مفید. افکار کهنه و دور ریختنی را هر چه زودتر فراموش کنید. آیا شما برای شام امشب در آشغال های شام دیشب جستجو می کنید؟

با اعتقادات خود نیز همین کار را انجام دهید. برخی اعتقادات به درد همان دوران قدیم می خورند. افکار و اعتقادات خود را جمع بندی کنید تا به راحتی بتوانید راه موفقیت و آرامش را بپیمایید. نباید به خاطر شکستهایی که تجربه می کنید دیگران را مواخذه کنید. چون این شمایید که با افکار خود موقعیت نامناسب را به سمت خود جذب می کنید.

افکار و عقاید انسان مانند الگو می ماند. اگر الگوی شکست را در خود پرورش دهید همین گونه هم خواهد شد. پس باید الگوهای دلخواه خود را برگزینید و آنها را تقویت کنید. تکرار عبارات تأکیدی باعث می شود الگوی ذهنی خود را ثبات بخشید. از عبارات تأکیدی می توان در همه جا استفاده کرد. از عباراتی استفاده کنید که مطابق سلیقه شماست.

با توجه به قانون اول که در ابتدا با آن آشنا شدیم، باید به نقش کلام در زندگی اشاره کنم. اگر چه ما بسیاری جملات را به زبان می آوریم که شاید حتی به آن نیاندیشیم، و یا برای شوخی کلماتی را به کار ببریم، ولی باید بدانید که کلام شما تأثیر مستقیم بر زندگی شما دارد. به این گونه که کلام شما بر ذهن نیمه هشیار شما اثر می گذارد و در نتیجه این ذهن به همان شیوه عمل می کند.

لازم است متذکر شوم که ذهن آدمی سه بخش دارد. نخست ذهن نیمه هشیار که شاید آن را با نام ضمیر ناخود آگاه بشناسید. اما باید بدانید که این بخش از ذهن خلاف آنچه ناخود آگاه نامیده می شود، کاملاً در اختیار ماست و می توانیم آن را به شکلی که دوست داریم جهت دهی کنیم. این بخش قدرت تصمیم گیری ندارد و تنها آموزه های خود را با دقتی زیاد انجام می دهد. مانند واکنش سریع ما نسبت به خطر. یا همان چیزی که عکس العکل غیر ارادی می نامند. اگر به کسی آموزش نداده باشند که اتو داغ است و نباید به آن دست بزند، همین کار را بدون هیچ فکر و هراسی انجام می دهد. در حقیقت ذهن نیمه هشیار ما در کودکی آموخته است که باید خود را سریع از موقعیت خطر دور کند. و این فرمان را بدون توجه به هر چیز دیگر انجام می دهد.

بخش دیگر ذهن ما بخش هشیار یا ذهن استدلالی است. همان قسمتی که ما به وسیله آن می اندیشیم و تصمیم می گیریم. این قسمت آکنده از ترسها و اندوه های دنیوی است.

بخش سوم ذهن الهی است. همان قسمتی که با خدا ارتباط دارد و به آن الهام می شود و فطرت های خداوندی در آن نهفته است.

گفتم که کلام بر ذهن نیمه هشیار اثر می گذارد. به این گونه که با تکرار یک عبارت به صورت مداوم، که به آن عبارت تأکیدی را نسبت دادم، این جمله در ذهن نیمه هشیار نقش می بندد و این بخش از ذهن به همان صورت عمل می کند. بنابراین اگر کسی تکیه کلامش این است که "دیر به سر کار میرسم" همیشه با همین وضع روبرو است. و این گونه است که بسیاری از ما با کلام خود حتی اگر شوخی باشد خود را در وضعیتی قرار می دهیم که بعداً از آن شکایت می کنیم.

به همین خاطر است که باید خانه تکانی ذهنی کنیم. تا ذهن خود را از افکار زشت خالی کنیم تا کلاممان هم همواره مثبت باشد. البته این را هم بدانید که علاوه بر کلام، تصویر ذهنی نیز بر ذهن نیمه هشیار تأثیر می گذارد. برای همین روانشناسان می گویند خود را در موقعیتی که می خواهید تصور کنید. ذهن نیمه هشیار شوخی سرش نمی شود. هر چه بگویید یا بیاندیشید را دستور کار خود قرار می دهد. کم کم قوانین این دنیا برایتان روشن می شود و درمی یابید که همه اینها چگونه کار می کند.

عبارات تأکیدی را می توانید خود بسازید. عبارتی را به کار کیرید که بیشتر دوست دارید. تا تأثیری عمیق بر ذهن خود بگذارید. در آینده راجع به موضوع مهمی صحبت خواهم کرد که پایه و اساس تمامی موفقیت هاست.



امتیــــاز : Article Rating
تاریــــخ : پنجشنبه, 19 آذر,1394
نویسنده : ماهان امین
گروه مطلب : سخن روز
به این مطلب امتیاز دهید

نظراتی که قبلا به این مطلب داده شده
در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است .
شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید .
نظر شما در مورد این مطلب چیست ؟

نام

ایمیل